تبلیغات
جامعه ی علمی سبحان - چرا باید نماز خواند؟-دید عرفانی
دوشنبه 28 اسفند 1391

چرا باید نماز خواند؟-دید عرفانی

   نوشته شده توسط: علی ربانی    

همه گان بر این موضوع واقف اند که در دنیای دگر زبانی جز عربی بر عالمیان چیره نمی شود.خداوند سبحان روحی پاک را در ما دمیده است که همانند موجودیست که تمامی عمرش را در آن دنیا بوده است وزبان و شیوه و روش او همان شیوه و روش آن دنیاست.
شاید در مراسم تشییع مسلمانان دیده باشید که مسلمان را "تلقین" میدهند.و همانا دیده اید که این تلقین به زبان عربی است.(چرا؟)این  تلقین به میت میگوید:«تو مرده ای.خدای تو کسی جز خداوند یکتا نیست،پیامبرت محمد(صلی الله علیه و آله) است،امام تو امام علی(علیه السلام) است و تا پایان چهارده معصوم»
این عمل برای این است که مسلمان در آن لحظات آخر خدا و پیامبران و امامان را بر یاد خویش آورد و از آنان مسئلت بجوید.شاید تابه حال به اصل اینکه از نظر عرفانی برای چه نماز میخوانیم پی برده باشید.
انسان وقتی می گوید "الله اکبر" در واقع به روح خود یاد آور میشود که خداوند بزرگ است؛نکند از حضور او غافل  شوی. وقتی حمد و توحید میخواند دارد یک یک نعماتی که خداوند بدو طف کرده است را می سستاید و در ضمن حضور پاک خداوند را همچنان برای خود یاد آور میشود.
احتمالا شنیده اید که در دین اسلام سفارش به اذکار الهی، تسبیح خداوند،صلوت و غیره تأکید بسیار شدیدی شده و در رأس مستحبات قرار دارند و این دلیلی جز یاد آور شدن خداوند ندارد.
در مورد نماز چند نکته معمولا بسیار سفارش میشود که اغلب هم بسیاری از ما از جمله خودم کمتر به آنان اهمیت میدهیم.اول آن نماز اول وقت است.نماز اول وقت یعنی اختصاص وقتی از عمر برای همیشه ببه خداوند بزرگ،و این،نشانه اهمیت و احترام است و باعث آن میشود که نماز را دست کم نگیریم.
مورد دوم حضور غلب درهنگام نماز است.از نظر زیست محیطی میدانیم اگر عملی به  طور مداوم و با بی توجهی صورت گیرد تبدیل به یک عادت میشود و این در مورد نماز نیز صدق میکند.خوب در ذهن ما ملکه  است که هیچ وقت یک انسا به عادات احترام نمی گذارد و فقط به خاطر عادت بودن ودوری از عذاب وجدان عادات خود را تکرار می کند و اگر در مورد نماز همین گونه باشد نماز تأثیر باید و ملزوم خود را نمی گذارد پس دیگر این نماز نماز نیست و تنها یک عادت است.
مورد بعد را میتوان به عشق و لذت مربوط نمود.حال اگر حضور قلب باشد،نماز اول وقت باشد اگر عشق به نماز نباد و  فرد از نماز خود لذت نبرد نماز برای او امری دشوار و تکراری خواهد شد و این راهی است همیشگی برای نفوذ شیطان و وسوسه  افراد برای اینکه چرا باید نماز خوانده شود.مسلما هر مشکلی راهی برای حل دارد و این مشکل نیز راهی دارد برای بر طرف شدن.بهترین راه  درک معنای آن چیزی است که ما در طول نماز بر زبان می آوریم.اگر ما اینکار را بکنیم نماز فقط گفتن یکسری الفاظ نا ملموس اما در عین حال زیبا نیست بلکه تببدیل الفاظ زیبا و دل ربا میشود .و راه دیگری که بعد از این موضوع است اندیشیدن در نماز است.یعنی برگردیم به همان سؤالی که شیطان مارا به اندیشیدن در مورد آن وا میدارد:«چرا نماز می خوانیم؟»با درک چند مطلبی که در بالا گفته شد و اینکه خداوند  هیچگونه نیاز خودرا از نماز ما برطرف نمی کند میتوان دریافت ماز تنها واجبی است موجب پاکی.پس چه  بهتر هرچه زود تر بیندیشیم.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.